تبليغاتX
آب و آینه

آب و آینه

فرهنگ لغت را برگ مي زنم

آها پيدايش کردم متمدن :شهري شده , تمدن يافته , کسي که توانايي رفع نياز هاي خود را داشته باشد و ...

معناي متمدن را فهميديمم حالا برويم سراغ متمدن هاي زمان ! کمي که فکر مي کنم مي بينم اگر اين معناي متمدن باشد خوب يکي از اين به اصطلاح متمدن هاي معاصرمان همين آمريکاي خودمان است که مدتي چند از در کل كل   وارد مذاکرات بسي خصمانه با ما شده و رابطه ي بسي تر مهرنابانانه* مان را باهم کمي تا قسمتي ابري به همراه باد هاي موسمي کرده . حالا چرا فکر کردم متمدن تشريف دارند خوب جانم برايتان بگويد که : سلاح هاي اتمي ندارد که دارد ؛ پا بر روي کرات بيگانه ننهاده که بنهاده ؛ دستش به دهانش نميرسد که مي رسد آن هم نه تا دم در دهان بلکه تا حلقومش هم ميرسد و نزديک است خفقان فرابگيردش** ؛ ريشش سفيد نيست که هست مگر نمي بينيد که هر جا دعوا مي شود اولين کسي که پاپيش مي گذارد براي ماهي گرفتن همين جرج بوش عزيز خودمان هست؛ ....

ازآب گل آلود ماهي گرفتن !

( بقيه اشان هم به عنوان اسرار محرمانه ي سيا مي باشد که برويد خودتان ناصرخسرومي فروشند فقط حواستان باشد تاريخ مصرف گذشته نباشد)

حالا برويم سراغ دومين متمدن روزگارمان عزيز دردانه ي متمدن اول بله ديگر اسرائيلي هاي گرامي را ميگويم و يکي از متمدن هاي هفت نه هفتاد خط روزگار که من نمي دانم بشريت بدون حضور اين کشور متمدن آزادي خواه (!) و انسان دوست چه بلايي بر سرش خواهد آمد مگر نه اينکه اين END تمدن عزيز دمار از روزگار هر چه تروريست است درآورده ؛

تروريست ها اينهايند!

 

مگر نه اينکه از کليمي هاي بي نواي ايراني (؟!) پذيرايي مي کند *** ؛ يا نه مگر نه اينکه براي حفظ آرامش يهودي هاي دوست داشتني و بر هم نخوردن خواب نازشان کمي تا قسمتي نامهربانانه دارند نوار غزه را براي فلسطيني ها تنگ مي کنند و بخاطر همين احساسات بشر دوستانه اشان سر بيمارستان ها را شلوغ کردند و نانشان را في الروغن ...

 

راستش آنقدر آثار تمدن در اين عزيزان بسيار است که حوصله ام سر رفت  ****

واقعا اگر تاتارها بدانند که جانشيناني اين چنين متمدن دارند حتما از خوشحالي سر از قبر بيرون مي آورند و پاي کوبي مي کنند !

 

*از کلمات قصار فرهنگ لغت  « خودمان و بعضي ها »

** خداي تعالي بياورد آن روز را !

*** فقط يک سوال برايم پيش آمده که اين هم وطنان گرامي از کدام کوره و دهات ايران نجات پيدا کرده اند

**** مصداقي بر از هر انگشتش صد هنر ريزد

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوشین  | 

پدر آمد

پدر دیر آمد

پدر باز هم دیر آمد

پدر باز هم دیر آمد ولی

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد .او

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد .او با

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد .او با یک

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد .او با یک عروسک

پدر باز هم دیر آمد ولی این بار تنها نیامد و با دست پر آمد .او با یک عروسک آمد .

...

این بود انشای زهرای ۹ ساله درباره ی پدر

 دخترکی که پدرش فقط یک گاری کوچک دارد برای حمل بار ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوشین  |